حکایت(((((((((((((فقط 5 دقیقه

حکایت و داستان امروز

:

 

 

بابا جان فقط پنج دقیقه ، باشه ؟

 

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه میکردند

.

زن رو به مرد کرد و گفت پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا میرود پسر  من است

.

مرد در جواب گفت : چه پسر زیبایی و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسری که تاب بازی میکرد اشاره کرد...مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد

:...

سامی وقت رفتن است

.

سامی که دلش نمی امد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقیقه . باشه ؟

 

مرد سرش را تکان داد و قبول کرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقایقی گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامی دیر میشود برویم . ولی سامی باز خواهش کرد 5 دقیقه این دفعه قول میدهم

.

مرد لبخند زد و باز قبول کرد . زن رو به مرد کرد و گفت : شما آدم خونسردی هستید ولی فکر نمیکنید  پسرتان با این کارها لوس بشود ؟

 

مرد جواب داد دو سال پیش یک راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه

سواری زیرگرفت و کشت

من هیچگاه برای تام وقت کافی نگذاشته بودم . و همیشه به خاطر این موضوع غصه میخورم . ولی حالا تصمیم گرفتم این اشتباه را در مورد سامی تکرار نکنم . سامی فکر میکند که 5 دقیقه بیشتر برای بازی کردن وقت دارد ولی حقیقت آن است که من 5 دقیقه بیشتر وقت میدهم تا بازی کردن و شادی او را ببینم

 

.5دقیقهای که دیگر هرگز نمیتوانم بودن در کنار تاماز دست رفتهام را تجربه کنم

/ 9 نظر / 8 بازدید
عمه

سلام.لطفا مطلبتونو یکدوراز روبخونید کلی ازکلماتش حذف شده شاید اشکال قالب وبلاگ باشه...متن جذابیتشو ازدست داده[شرمنده][گل]

Parnian

[گریه] بسی تاثیر گذار بود با تچکر !!! واقعا این دلتنگی بعد از مرگ یه عزیز آدمو داغون می کنه ... ! مرسی که سر زدی بم ! [نیشخند][پلک] لینکت کنم !؟ [نیشخند]

زهرا شمس

خیلی خوب بووووود بوووووووووس[ماچ]

Parnian

با تچکر بابت لینک !! [پلک][ماچ] منم با اسم وبلاگت "دهکده ی آرامش" لینکت کردم !!!

ghazal

در زندگی به هیچ کس اعتماد نکن آیینه با تمام یک رنگیش دست چپ و راست را به تو اشتباه نشان می دهد ....... \اپممممممممم

مهدی

سلام...خیلی جالب بود..مث سریال مادرانه بود داستانش...امیدوارم وقتی به این درک نرسیم که کسی کنارمون نباشه دیگه...منم پدرم دیگه کنارم نبود ماه رمضون امسال ولی خاطره های خوبش جاشو پرکرده بود...بیاییم تا هستیم کنارهم قدرهمو خوب بدونیم....وب خوبی دارین..بهتون تبریک میگم....

مهدی

دوست داشتین منو باعنوان وبم لینک کنین و بهم خبر بدین باچه نامی لینکتون کنم..؟