بعد از یه روز زنانه


روزی مردی ناخوش و خسته شده بود از اینکه باید هر روز به سر کار برود درحالیکه همسرش در خانه به سر میبرد

وبه زن حسودیش میشد

دلش خواست که همسرش بفهمد که او چه کارهایی انجام میدهد

 پس آرزو کرد:((

 

 

خدای عزیزم، من هر روز، روزی 8 ساعت سر کار میروم درحالیکه همسرم فقط در خانه میماند. میخواهم او بداند که من چه سختی را تحمل میکنم. پس تقاضا دارم که اجازه دهی بدن من و او با هم جابجا شود، تنها برای یک روز. آمین



 خداوند با حکمت بیکرانش آروزی مرد را برآورده کرد


 

فردا صبح مرد به عنوان یک زن، از خواب بیدار شد

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرتاگوانا

مژده فرصت استثنایی سللام حالتون چطورس؟ امیدوارم خوب و سرحال باشید . زیاد مقدمه چینی نمی کنم فقط بهت بگم اگه دوسداری علاج همه دردارو داشته باشی جسمت جنست روحت در آرامش باشه زعفرون قاینات رو مصرف کن الکی که نیست اسمش طلای سرخه [مغرور] امتحانش ضرر نداره ارزون باکیفیت خوش عطر اگه خواستی یا مامان بابا عمه خاله عمو دایی خواستند کافیه به این شماره فقط اسمس بدی و درخواستتو بفرستی 09361059285

s

هههههه خخخخخخ تففففففف[قهقهه]

sahar

age to paye bashi y saro samuni b zendegiyo vebemun midim .... ok?

پریسا(دنیای فراموشی)

جالب بود و قشنگ از این داستانها بذار[دست]

صبا

سلام واقعا زيبا بود ? …° ….O …….°o O ° O ……………..° ………….. ° …………. O ………….o….o°o ……………..O….° …………o°°O…..o ………..O……….O …………° o o o O ………………….? ……………….? ……………? ………..? ……..? آپم منتظزتم

ساناز

وقتی نیستی زانوهایم را در آغوش میگیرم تا همه بدانند: آغوشم جای هر کسی نیست...[گل][گل]

ساناز

داستان قشنگی بود[نیشخند]

roya

چقدر وبت ناز شده [چشمک]